پرونده ویژۀ این ماه
از باروک تا پاپ و الکترونیک؛ ردپای تاریخ در موسیقی امروز

موسیقی امروز، با تمام تنوع و ابزارهای تازه‌اش، بیش از آنکه هنری گسسته از گذشته باشد، ادامه مسیری طولانی است که قرن‌ها پیش آغاز شده [...]

تصاحب صدر جدول حراجی کریستیز لندن با فروش ۴۱.۷ میلیون دلار

نقاشی «زندگی رنگارنگ» اثر واسیلی کاندینسکی با فروش بیش از ۴۱ میلیون دلار، در صدر حراجی‌های اکتبر کریستیز در لندن قرار گرفت؛ رویدادی که با [...]

نقاش ایتالیایی که دوران قاجار را به تصویر می کشید

آلبرتو پاسینی (Alberto Pasini)، نقاش ایتالیایی قرن نوزدهم، از هنرمندانی بود که سفر به ایران و مشاهده مستقیم زندگی، معماری و مناظر این سرزمین، مسیر [...]

حل معمای سرقت دو اثر هنری در فرانسه

دو تابلوی ارزشمند از آثار پیر آگوست رنوار، نقاش برجسته فرانسوی و از چهره‌های شاخص جنبش امپرسیونیسم، در پی سرقتی از موزه رنوار در جنوب [...]

موسیقی امروز، با تمام تنوع و ابزارهای تازه‌اش، بیش از آنکه هنری گسسته از گذشته باشد، ادامه مسیری طولانی است که قرن‌ها پیش آغاز شده است. از قطعات الکترونیک و موسیقی فیلم گرفته تا پاپ، راک، هیپ‌هاپ و موسیقی تجربی، بسیاری از ایده‌هایی که امروزه با صدای سینتی‌سایزر، گیتار الکتریک یا نرم‌افزارهای آهنگ‌سازی می‌شنویم، ریشه در تجربه‌های موسیقایی نسل‌های پیشین دارند. گاهی این ارتباط آشکار است؛ مانند استفاده مستقیم از یک قطعه کلاسیک در موسیقی معاصر. گاهی نیز تنها در ساختار ملودی، شیوه تنظیم، هارمونی، ریتم یا نحوه شکل‌گیری یک اثر شنیده می‌شود.

برای درک این پیوند، باید موسیقی را نه مجموعه‌ای از سبک‌های جداگانه، بلکه زنجیره‌ای از ایده‌ها و تحولاتی در نظر گرفت که هر دوره تاریخی، بخشی از آن را شکل داده است. آنچه امروز نوآورانه به نظر می‌رسد، در بسیاری از موارد حاصل ترکیب دوباره عناصر قدیمی با فناوری‌ها، سلیقه‌ها و زبان هنری زمانه است.

در دوره رنسانس، تقریباً از قرن پانزدهم تا اوایل قرن هفدهم، موسیقی اروپایی به سمت پیچیدگی بیشتر در هم‌نشینی صداها حرکت کرد. یکی از ویژگی‌های مهم این دوره، پلی‌فونی یا چندصدایی بود؛ شیوه‌ای که در آن چند خط ملودیک مستقل به‌طور هم‌زمان پیش می‌روند و در عین استقلال، ساختاری هماهنگ می‌سازند. این تفکر بعدها در موسیقی کلاسیک گسترش یافت و تأثیر آن را می‌توان در آثار گروه‌های کر، موسیقی ارکسترال و حتی برخی تنظیم‌های مدرن مشاهده کرد. در موسیقی پاپ و راک نیز، زمانی که چند خط آوازی یا سازهای مختلف، ملودی‌های مستقل اما مرتبط اجرا می‌کنند، می‌توان شباهتی مفهومی با این سنت چندصدایی پیدا کرد؛ هرچند هر نمونه چندصدایی را نمی‌توان مستقیماً میراث رنسانس دانست.

دوره باروک، از حدود سال ۱۶۰۰ تا ۱۷۵۰، مرحله‌ای تعیین‌کننده در شکل‌گیری زبان موسیقی غربی بود. در این دوره، آهنگ‌سازانی مانند یوهان سباستیان باخ، آنتونیو ویوالدی و جورج فریدریک هندل، شیوه‌هایی را توسعه دادند که هنوز در آموزش موسیقی و آهنگ‌سازی اهمیت دارند. شکل‌گیری و تثبیت اپرا، گسترش موسیقی سازی، استفاده گسترده از باس پیوسته و رواج فرم‌هایی مانند فوگ و کنسرتو از ویژگی‌های مهم این دوران بودند.

یکی از میراث‌های مهم باروک، توجه به حرکت منظم باس، توالی آکوردها و تکرار الگوهای ریتمیک و ملودیک است. این عناصر در موسیقی امروز نیز حضور دارند، هرچند در قالب‌هایی متفاوت. در موسیقی پاپ، تکرار یک چرخه آکوردی می‌تواند پایه یک قطعه را بسازد؛ در موسیقی الکترونیک، یک الگوی باس تکرارشونده ساختار قطعه را شکل دهد؛ و در موسیقی پراگرسیو، ایده‌های پیچیده‌تر و چندلایه‌تر در سازمان‌دهی صدا به کار گرفته شوند. این شباهت‌ها لزوماً به معنای اقتباس مستقیم از باروک نیستند، اما نشان می‌دهند که برخی از مسائل بنیادی آهنگ‌سازی، مانند رابطه میان تکرار، تغییر و حرکت هارمونیک، همچنان زنده‌اند.

فرم فوگ نیز نمونه جالبی از ماندگاری یک ایده تاریخی است. در فوگ، یک تم در صداهای مختلف ظاهر می‌شود و با ورودهای تازه، تغییرات و ارتباط‌های پیچیده‌ای پیدا می‌کند. در برخی آثار راک پیشرو، موسیقی مینیمال و آهنگ‌سازی‌های معاصر، می‌توان روش‌هایی مشابه در گسترش یک ایده موسیقایی یافت. با این حال، فوگ یک فرم مشخص با قواعد ویژه خود است و هر قطعه‌ای که در آن یک ملودی تکرار می‌شود، فوگ محسوب نمی‌شود.

پس از باروک، دوره کلاسیک در نیمه دوم قرن هجدهم، بر شفافیت ساختار، تعادل و نظم تأکید بیشتری گذاشت. در آثار آهنگ‌سازانی مانند ولفگانگ آمادئوس موتسارت، یوزف هایدن و لودویگ فان بتهوونِ دوره آغازین، فرم‌هایی مانند سونات و سمفونی به جایگاه برجسته‌ای رسیدند. یکی از مهم‌ترین میراث‌های این دوره، شیوه سازمان‌دهی موسیقی در قالب بخش‌های مشخص، ایجاد تضاد میان ایده‌های ملودیک و بازگشت هدفمند آن‌هاست.

این منطق ساختاری هنوز در بسیاری از آهنگ‌های امروزی شنیده می‌شود. قطعات پاپ معمولاً از بخش‌هایی مانند ورس، کُر و بریج تشکیل می‌شوند و با ایجاد تفاوت میان این بخش‌ها، شنونده را در مسیری مشخص هدایت می‌کنند. البته ساختار ورس و کُر مستقیماً از فرم سونات به وجود نیامده است؛ اما در هر دو، سازمان‌دهی بخش‌ها، ایجاد تضاد و بازگشت به ایده‌های آشنا نقشی مهم دارد. در موسیقی فیلم نیز آهنگ‌سازان با معرفی یک تم، گسترش آن و بازگرداندنش در لحظه‌ای تعیین‌کننده، از روشی استفاده می‌کنند که با سنت طولانی توسعه تماتیک در موسیقی کلاسیک ارتباط دارد.

در دوره رمانتیک، از اواخر قرن هجدهم تا قرن نوزدهم، موسیقی بیش از پیش به ابزاری برای بیان فردیت، احساسات شدید، تخیل و روایت تبدیل شد. آهنگ‌سازانی مانند فردریک شوپن، فرانتس لیست، هکتور برلیوز و ریشارد واگنر، مرزهای بیان موسیقایی و ظرفیت ارکستر را گسترش دادند. رنگ‌آمیزی ارکسترال، هارمونی‌های پرتنش، ملودی‌های پرشور و پیوند موسیقی با داستان و تصویر، از دستاوردهای مهم این دوران بودند.

تأثیر رمانتیسم در موسیقی فیلم، موسیقی بازی‌های ویدئویی و حتی برخی شاخه‌های متال به‌وضوح قابل بررسی است. ارکسترهای بزرگ، اوج‌گیری تدریجی موسیقی، استفاده از هارمونی برای ایجاد اضطراب یا امید و بازگشت یک تم برای یادآوری شخصیت یا موقعیتی خاص، همگی از امکاناتی هستند که آهنگ‌سازان رمانتیک گسترش دادند. موسیقی حماسی سینمایی، با تمام فناوری‌های امروزی خود، همچنان از همین ظرفیت دیرینه موسیقی برای ایجاد شکوه، تعلیق و برانگیختن احساسات بهره می‌گیرد.

با ورود به قرن بیستم، تحولات موسیقی سرعت بیشتری گرفت. جاز، بلوز، موسیقی کانتری، راک، فانک، هیپ‌هاپ و موسیقی الکترونیک، مسیرهایی تازه برای ریتم، هارمونی، بداهه‌نوازی و تولید صدا ایجاد کردند. در این میان، موسیقی کلاسیک نیز متوقف نشد؛ آهنگ‌سازان با کنار گذاشتن یا بازتعریف قواعد گذشته، به جست‌وجوی زبان‌های تازه پرداختند. بنابراین موسیقی معاصر نه فقط وارث سنت‌های قدیمی، بلکه حاصل برخورد میان آن سنت‌ها و جریان‌های جدیدی است که در دوره مدرن شکل گرفته‌اند.

حال سوال پیش می‌آید که کدام ژانرهای امروزی بیشترین پیوند را با موسیقی تاریخی دارند؟

موسیقی الکترونیک یکی از روشن‌ترین نمونه‌های گفت‌وگوی میان گذشته و حال است. برخلاف تصور رایج، این ژانر صرفاً محصول دستگاه‌ها و فناوری‌های جدید نیست. از اواسط قرن بیستم، آهنگ‌سازانی که با موسیقی کلاسیک و تجربی آشنا بودند، از نوسان‌سازها، نوارهای مغناطیسی و ابزارهای الکترونیکی برای گسترش امکانات آهنگ‌سازی استفاده کردند. آلبوم Switched-On Bach اثر وندی کارلوس در سال ۱۹۶۸، نمونه‌ای شناخته‌شده از بازآفرینی موسیقی باخ با سینتی‌سایزر بود. این اثر نشان داد که موسیقی چند قرن پیش می‌تواند در قالبی کاملاً تازه شنیده شود، بی‌آنکه هویت ملودیک و ساختاری خود را از دست بدهد.

در موسیقی رقص الکترونیک یا EDM، می‌توان ارتباط‌هایی با سنت‌های قدیمی‌تر در سازمان‌دهی موسیقی پیدا کرد. تکرار الگوها، ایجاد تغییرات تدریجی، تضاد میان بخش‌ها و ساختن اوج‌های صوتی، همگی ابزارهایی هستند که در دوره‌های مختلف موسیقی به شکل‌های متفاوت به کار رفته‌اند. البته ضرب‌های منظم و ساختارهای تکرارشونده موسیقی رقص معاصر را نباید مستقیماً برگرفته از باروک دانست؛ ارتباط مهم‌تر در شیوه استفاده از تکرار، تغییر و انتظار شنونده است. در پروژه‌هایی مانند Blue Potential از جف میلز، تکنو با اجرای ارکسترال پیوند می‌خورد و در آثار کارل کریگ نیز موسیقی الکترونیک و ارکستر در کنار یکدیگر قرار می‌گیرند.

در موسیقی رقص الکترونیک یا EDM، می‌توان ارتباط‌هایی با سنت‌های قدیمی‌تر در سازمان‌دهی موسیقی پیدا کرد. تکرار الگوها، ایجاد تغییرات تدریجی، تضاد میان بخش‌ها و ساختن اوج‌های صوتی، همگی ابزارهایی هستند که در دوره‌های مختلف موسیقی به شکل‌های متفاوت به کار رفته‌اند. البته ضرب‌های منظم و ساختارهای تکرارشونده موسیقی رقص معاصر را نباید مستقیماً برگرفته از باروک دانست؛ ارتباط مهم‌تر در شیوه استفاده از تکرار، تغییر و انتظار شنونده است. در پروژه‌هایی مانند Blue Potential از جف میلز، تکنو با اجرای ارکسترال پیوند می‌خورد و در آثار کارل کریگ نیز موسیقی الکترونیک و ارکستر در کنار یکدیگر قرار می‌گیرند.

راک پیشرو یا پراگرسیو راک نیز از ژانرهایی است که پیوند آن با موسیقی کلاسیک را به‌سادگی می‌توان بررسی کرد. گروه‌هایی مانند Emerson, Lake & Palmer از ساختارهای پیچیده، بخش‌های سازی طولانی، تغییرات ریتمیک و ایده‌های برگرفته از موسیقی کلاسیک استفاده کردند. در این ژانر، قطعه لزوماً به قالب متداول ورس و کُر محدود نمی‌ماند؛ ممکن است چند تم متفاوت داشته باشد، میان بخش‌های آرام و پرقدرت حرکت کند و با تحول یک ایده موسیقایی به پایان برسد. چنین رویکردی به‌ویژه با سنت آهنگ‌سازی ارکسترال و فرم‌های گسترده موسیقی کلاسیک قابل مقایسه است.

در پاپ مدرن نیز میراث موسیقی کلاسیک همچنان حضور دارد، هرچند اغلب در پس‌زمینه باقی می‌ماند. استفاده از سازهای زهی، هارمونی‌های چندلایه، ملودی‌های پرتحرک و تنظیم‌های ارکسترال می‌تواند به یک قطعه پاپ عمق و شکوه ببخشد. در برخی آثار، آهنگ‌سازان مستقیماً از قطعات کلاسیک اقتباس می‌کنند و در برخی دیگر، تنها از زبان هارمونیک یا شیوه تنظیم آن‌ها الهام می‌گیرند. این تفاوت مهم است: هر موسیقی‌ای که صدای ویولن دارد، الزاماً ریشه‌ای باروکی یا رمانتیک ندارد، اما هنگامی که سازهای زهی با شیوه‌ای خاص برای ساختن تنش و اوج احساسی به کار گرفته می‌شوند، بررسی ارتباط آن با سنت ارکسترال می‌تواند معنادار باشد.

هیپ‌هاپ نیز نمونه‌ای مهم از بازگشت گذشته در قالبی تازه است. یکی از ویژگی‌های بنیادین این ژانر، نمونه‌برداری یا سمپلینگ است؛ یعنی برداشتن بخشی از یک صدای ضبط‌شده و استفاده دوباره از آن در اثری جدید. این نمونه می‌تواند از موسیقی سول، فانک، جاز، موسیقی فیلم یا حتی موسیقی کلاسیک گرفته شده باشد. در مقاله‌ای منتشرشده در نشریه علمی Popular Music دانشگاه کمبریج، استفاده از قطعه‌ای از موسیقی باله پرنده آتشین اثر ایگور استراوینسکی در آهنگ «Planet Rock» از آفریکا بامباتا، نمونه‌ای شاخص از ورود صدای موسیقی هنری به جهان هیپ‌هاپ و الکترو معرفی شده است. در اینجا، گذشته صرفاً بازتولید نمی‌شود؛ بخشی از آن جدا شده، تغییر می‌کند و در بستری فرهنگی و ریتمیک تازه معنایی متفاوت می‌یابد.

موسیقی فیلم نیز یکی از مهم‌ترین عرصه‌های حضور میراث تاریخی است. بسیاری از آهنگ‌سازان سینما از شیوه‌های ارکستراسیون، بسط تم، تضاد هارمونیک و اوج‌گیری تدریجی استفاده می‌کنند؛ روش‌هایی که در طول قرن‌ها تکامل یافته‌اند. وقتی یک تم برای نخستین بار معرفی می‌شود و سپس در موقعیت‌های مختلف با سازبندی یا هارمونی متفاوت بازمی‌گردد، شنونده از طریق موسیقی با شخصیت‌ها، خاطرات و تحولات داستان ارتباط برقرار می‌کند. این شیوه را می‌توان در امتداد سنت طولانی موسیقی روایی و تماتیک بررسی کرد؛ سنتی که در اپرا و آثار ارکسترال رمانتیک جایگاه مهمی داشت.

در کنار این ژانرها، نئوکلاسیکال نیز به جریانی قابل توجه در موسیقی معاصر تبدیل شده است. این اصطلاح در کاربرد امروزی می‌تواند به طیفی از موسیقی‌های پیانومحور، مینیمال و ارکسترال اشاره کند که از زبان موسیقی کلاسیک بهره می‌گیرند، اما با رویکردی ساده‌تر یا ترکیبی‌تر به سراغ آن می‌روند. در برخی آثار این حوزه، پیانوی آکوستیک، سازهای زهی و بافت‌های الکترونیک کنار یکدیگر قرار می‌گیرند. در اینجا، هدف لزوماً بازسازی موسیقی یک دوره تاریخی نیست، بلکه استفاده از ظرفیت‌های آن برای خلق تجربه‌ای معاصر است.

در نهایت، نمی‌توان از تأثیر تاریخ بر موسیقی امروز سخن گفت، بی‌آنکه به موسیقی‌های غیرغربی نیز توجه کرد. موسیقی ایرانی، عربی، هندی، آفریقایی و دیگر سنت‌های منطقه‌ای، هر یک نظام‌های ملودیک، ریتمیک و اجرایی ویژه‌ای دارند که در موسیقی معاصر جهان نیز بازتاب یافته‌اند. از تلفیق سازهای سنتی با سینتی‌سایزر گرفته تا استفاده از مُدها و الگوهای ریتمیک منطقه‌ای در موسیقی پاپ و الکترونیک، این سنت‌ها نشان می‌دهند که تاریخ موسیقی به مسیر تحول موسیقی اروپایی محدود نیست. در بسیاری از آثار امروزی، چندین سنت فرهنگی هم‌زمان حضور دارند و نتیجه، زبانی تازه است که نمی‌توان آن را به یک دوره یا منطقه مشخص فروکاست.

آنچه از این مسیر تاریخی می‌توان دریافت، این است که موسیقی امروز نه تکرار ساده گذشته است و نه گسستی کامل از آن. هر نسل، بخشی از میراث پیشین را حفظ می‌کند، بخشی را کنار می‌گذارد و بخش دیگری را با امکانات و نیازهای زمانه خود بازتعریف می‌کند. یک ملودی باروکی ممکن است با سینتی‌سایزر اجرا شود، یک الگوی ریتمیک قدیمی به پایه قطعه‌ای هیپ‌هاپ تبدیل شود و زبان ارکسترال رمانتیک در موسیقی یک فیلم علمی‌تخیلی شنیده شود. ابزارها تغییر می‌کنند، مرز ژانرها جابه‌جا می‌شوند و شیوه شنیدن موسیقی تحول می‌یابد؛ اما ایده‌هایی مانند ملودی، تکرار، تضاد، هارمونی و بیان احساس همچنان میان گذشته و حال پل می‌زنند.

شاید مهم‌ترین نکته همین باشد: برای شنیدن تاریخ در موسیقی امروز، لازم نیست همیشه نام یک آهنگ‌ساز قدیمی را در توضیحات یک قطعه پیدا کنیم. گاهی کافی است به رابطه میان صداها، نحوه شکل‌گیری یک ملودی، بازگشت یک تم یا چگونگی ساخته‌شدن اوج موسیقی گوش دهیم. در این لحظات، تاریخ نه به‌صورت خاطره‌ای دور، بلکه به‌عنوان بخشی زنده از تجربه شنیداری ما حضور دارد.

پرونده ویژۀ این ماه
از باروک تا پاپ و الکترونیک؛ ردپای تاریخ در موسیقی امروز

موسیقی امروز، با تمام تنوع و ابزارهای تازه‌اش، بیش از آنکه هنری گسسته از گذشته باشد، ادامه مسیری طولانی است که قرن‌ها پیش آغاز شده [...]

تصاحب صدر جدول حراجی کریستیز لندن با فروش ۴۱.۷ میلیون دلار

نقاشی «زندگی رنگارنگ» اثر واسیلی کاندینسکی با فروش بیش از ۴۱ میلیون دلار، در صدر حراجی‌های اکتبر کریستیز در لندن قرار گرفت؛ رویدادی که با [...]

نقاش ایتالیایی که دوران قاجار را به تصویر می کشید

آلبرتو پاسینی (Alberto Pasini)، نقاش ایتالیایی قرن نوزدهم، از هنرمندانی بود که سفر به ایران و مشاهده مستقیم زندگی، معماری و مناظر این سرزمین، مسیر [...]

حل معمای سرقت دو اثر هنری در فرانسه

دو تابلوی ارزشمند از آثار پیر آگوست رنوار، نقاش برجسته فرانسوی و از چهره‌های شاخص جنبش امپرسیونیسم، در پی سرقتی از موزه رنوار در جنوب [...]

بدون عنوان
0:00
0:00